گفتگوی رادیو پیام آزادی با اردشیر مهرداد(پژوهشگرو سر دبیر سابق ایران بولتن)
اردشیر مهرداد: بحران زیست محیطی وکانون بحران ،بحران آب است.این بحران خصوصا محصول سیاست های ۴ دهه گذشته نظام حاکم است.سیاست هاوبرنامه های نظام(با محتوای طبقاتی -اجتماعی)،پروژه های انتقال آب با اهداف مشخص و درخدمت سرمایه های بزرگ رانتی و به عبازتی «مافیای آب»چنین بحرانی را دامن زده است.انباشت راهزنانه وسلب مالکیت ازتوده ها.انتقال آب به بهای سلب مالکیت ازکشاورز جزاز حق آبه ،ازوسایل مهم تولید کشاورزی وقراردادن اودرآستانه سقوط به میان ارتش ذخیره بیکاران صورت گرفته است.دربالا حکومت دربن بست قرارداردوراه حلی برای مشکلاتی که خود آفریده،ندارد.حکومت خود بخشی ازبحران وسئوال است.حکومت بحران را به بحران دیگرانتقال می دهد.وتمام بارآن را بردوش پائینی ها منتقل می کند.سیاست رژیم دررویاروئی با این خیزش،ادغام و سرکوب است. واکنش پائینی ها ،مقاومت می کنند،ایستادگی می کنند و دست به خیزش و شورش می زنند.اعلان می کنند و نشان می دهند که وضع موجود غیر قابل تحمل است .مرعوب نمی شوند وتمکین نمی کنندوتسلیم نمی شوند!اعلان می کنند شکاف بین مردم و طبقه حاکم پرشدنی نیست. مردم به تقابل با حکومت رسیده اند.مردم اعلان می کنند ،که ما،به قدرت جمعی خودمان باور داریم!مردم معترض می کوشند حلقه محاصره و فضای تنفس حکومت را تنگ کنند.هر اقدام جمعی در شکل اعتراضی و مطالباتی زنجیره ای است که این حلقه را تنگ ترمی کند. افق اعتراضات رو به گسترس است.شعارها،بلوغ،شکاف ودید گاه های متفاوت را نشان می دهد


گفتگوی رادیو پیام آزادی با طهورا حسینی فعال حوزه زنان افغانستان ازبنیانگذران انجمن زنان برای خاورمیانه درآلمان.
طالبان نظریه خود را نسبت به زنان تغییرنداده اند،ساختار فکری طالبان نگاهی زن ستیزاست.دموکراسی وارادتی امریکا اساسا بی اعتبار بود.امریکا علی رغم این که طالبان را گروه تروریستی می دانست،بدون حضور مردم پروسه« صلح» با طالبان را برای اهداف خود پیش برد.طالبان باید هم« محیط امن» برای زنان وهم «حکومت هم شمول »را بر اساس خواست مردم تعریف کنند.باید روشن شودمشارکت مردم و زنان در ساختار حکومت چگونه خواهد بود؟ اکثر مقامات طالبان تحت تعقیب هستند.امیدی برای برابری زنان و مردان و برقراری عدالت از سوی طالبان درافغانستان نیست وتنها مبارزه مردم می توانداین خواست ها را متحقق کند.

رادیو پیام آزادی

گفتگو با محمد رضا شالگونی
چرا امریکا به افغانستان حمله کرد؟پنتاگون دروغ های بسیاری در باره افغانستان که مقبول کنگره ودولت امریکا بود، ساخته و پرداخته است!اگر چه هژمونی امریکا از مدتها قبل در حال فرود و زوال است،اماافول هژمونی امریکا را نباید با ماجرای شکست در افغانستان یکی دانست! چپی که از مردم برنخاسته و به مردم وابسته نباشد اصولا چپ نیست.علی رغم سیاست های امریکا در۲۰ سال گذشته ،تحولات افغانستان مانند مبارزات زنان ،جوانان و مردم افغانستان بیدار کننده بوده است.مردم افغانستان از مبارزات مردم ایران الهام می گیرند.نژاد پرستی ایرانی متوجه افغانستانی هاست.همه نیروهای مترقی و همه آنها که دلشان برای انسانها می طپد ،باید از مبارزه زنان ،جوانان و مردم افغانستان حمایت و دفاع کنندوما هم درجنگ مشترک علیه تاریک اندیشی مذهبی با مردم افغانستان همرزم و همراه هستیم!طالبان دربهترین حالت،حکومت خامنه ای خواهند بود.مگرما خودگرفتار جمهوری اسلامی نشده ایم!

رادیو پیام آزادی

فروپاشی دولت افغانستان وانتقال قدرت به طالبان
مبارزه ومقاومت علیه طالبان از هم اکنون آغاز شده است! معصوم بیگی:مردم نیازی به عفو ندارند!به هیچ یک از قول های طالبان نباید آعتماد کرد. برای طالبان هم اوجب واجبات، حفظ نظام و قدرت سیاسی است.آزادی زنان درچارچوب شریعت اسلامی چه معنی می دهد؟ ما این حرف ها را درسال ۵۷ در پاریس شنیده ایم.تاریخ خونین تاهمین امروزکشور ما، برای مردم آفغانستان آموزنده است!قرار بود اسلام ،رحمانی شود،زنان ازاد باشند ،مارکسیست ها آزادباشند، آزادی بیان حاکم شود! هنوزآن چه پشت پرده میان طالبان و امریکا گذشته ،روشن نیست.عقب نشینی امریکا موقتی است.درعرصه بین الملی راهبرد،اشغال ونظامی شکست خورده است.امیدوارم که همه آنان که به انتظاراقدام نیروی خارجی برای آزادی و دموکراسی هستند دریابندکه هرگونه اتکا به نیروی خارجی از بیخ و بن مردود است. هیچ نیروی اشغالگری نجات بخش نیست!مردمی پیروزاند که به خود واراده خود اتکا واقدام کنند!ضروری است هرایرانی آزادیخواه با أغوش باز پذیرای همدلی وهمراهی با مردم افغانستان باشد. پنج شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۹Aug ۲۰۲۱


گفتگوی رادیو پیام آزادی با محمد رضا شالگونی اعتصابات همبسته اخیر کارگران نفت ،پتروشیمی ونیروگاه ها
جنبش کارگری علیه بی حقی مطلق،برای خواست مشترک وعمومی زحمتکشان! قرارداد های موقت وپیمانکاری را لغو کنید! چپ باید به میدان بیاید.وظیفه اخص چپ سازمانگری جنگ ومبارزه طبقاتی است! این اعتصابات، نقطه آغازی برای شورش سراسری طبقاتی علیه بی حقی مطلق کارگران ایران است.مسبب همه این بی حقی و مصائب ،خود جمهوری اسلامی است.آن چه این حرکت جسورانه کارگران مطرح می کند،مساله ای است که اکثریت قریب به اتفاق کارگران وزحمتکشان با آن روبرو هستند.این اعتصابات محل گره خوردگی بسیاری ازمسائل مهم کارگران و زحمتکشان را به میانه میدان آورد،که می تواند به مبارزه متحد علیه رژیم تبدیل شود.بطورعادی اعتصابات کارگران نمی تواند بسرعت سیاسی شود.اما در جمهوری اسلامی هر حرکت اعتراضی،حرکتی علیه حاکمیت تلقی و سیاسی می شود. آرزوهایمان را بجای خواست ها کارگران واین اعتصابات قرار ندهیم.علاوه بر تناقضات خود رژیم،ماجراجوئی های علی خامنه ای و شرکا،سیاست خارجی و تحریم ها موجب شده در همه شاخه ها کارگران به فلاکت کشانده شوند،(،دستمزد های کنونی، تورم و حقوق معوقه)مسائل عمومی زحمتکشان ایران را نشان می دهد. زحمتکشان، بیکاران، بی ثبات کاران، نیمه بیکاران و... ،همه و همه از این حرکت جسورانه کارگران،از خواست های این اعتصاب پشتیبانی وبه آن بپیوندیم!


گفتگوی رادیو پیام آزادی با محمد رضا شالگونی یکشنبه ششم تیر ۱۴۰۰ - ۲۷ ژوئن۲۰۲۱ در برگماشتن رئیسی بخش پایانی
انتصابات رسوای نظام ،پایان افسانه اصلاح پذیری استبداد مطلقه،استبداد الهی. تحریم درمقیاس توده ای ونه به انتصابات ولی فقیه دستاورد درخشانی بود.درجمهوری اسلامی «انتخابات» و«قانون» معنا ندارد! این انتصابات نقطه عطفی در رابطه مردم وحکومت و مبارزه مردم برعلیه جمهوری اسلامی بود.ویژگی این نقطه عطف،برانگیختی درتجربه وذهنیت مردم درمقیاس توده ای بر علیه حمهوری اسلامی از پائین ترین سطوح،به اندازه ای بود که قدرت خود را سنجید،خود را سازماندهی کرد وگامی به جلو فراترازجمهوری اسلامی برداشت. مردم خود خشونت پرهیزهستند واین حکومت است که خشونت می کند. مشکینی گفته بود جمهوری اسلامی «نظام استبداد الهی » است.شکنندگی جمهوری اسلامی دررویا روئی با توده ها تشدید شده است. نافرمانی مدنی وتوده ای شکلی ازمقاومت و رویاروئی با رژیم است،که باید ها و نباید های رژیم را بچالش می گیردو رویاروئی مردم و دامنه مبارزه مردم را جهشی گسترش می دهدو توده ها را شکست ناپذیر می کند. همه آنان که ازرژیم جدا و به توده ها می پیوندند،خوش آمدند.


گفتگوی رادیو پیام آزادی با محمد رضا شالگونی یکشنبه ششم ژوئن ۲۰۲۱ بخش دوم
نادراست که دستگاه دین(مذهب رسمی) حکومت کند،ونادرتردرحکومت شیعه!یکی از دلایل "ماندگاری" این نظام این است که،مردم می دانند چه نمی خواهند،اما هنوز نمی دانند چه می خواهند و البته غارت وسرکوب مردم است.چپ هنوز آلترناتیونظام حکومتی راارائه نمی کند.آرمان خواهی های بزرگ هنوز شکل نگرفته است!عناصری از آلترناتیو درذهنیت توده ها شکل گرفته است.بررسی آمارمرگ ومیرآبان ۹۸ نشان می دهد،رژیم حداقل ۴۰۰۰ نفررا کشته است.


گفتگوی رادیو پیام آزادی با محمد رضا شالگونی
بخش یکم « انتخابات»کنونی باید در خدمت عقب نشینی و« نرمش قهرمانانه»ای باشد که رژیم اجبارا صورت می دهد والبته کسی مچ آقا را نگیرد.ونتایج عقب نشینی که هم رژیم را متزلزل وهم رویاروئی مردم را با رژیم تشدید می کند،قابل کنترل باشد.«انتخابات » در جمهوری اسلامی برگ انجیری است که استبداد بی مهار ولی فقیه را پنهان می کند.حالا آن برگ انجیر هم فرو افتاده و عورت نظام آشکار شده و خامنه ای شمشیر از رو بسته است.مردم به جان آمده اند و دیگر نسبت به رژیم توهمی ندارند.روح این دوره همان است که مردم می گویند «اصلاح طلب،اصولگرا دیگه تمومه ماجرا». هیچ انقلابی این گونه نیست که در همان ابتدا با سازمانیابی توده ها آغاز شود،وقتی مردم بپا می خیزند ،سازمانیابی هم صورت می گیرد! رژیم در مانده شده است و حتی به اجرای قانونیت هم تظاهر نمی کند.رژیم آماده سرکوب و کشتار بیشتر می شود. در داخل هیات حاکمه نیز بحران و پراکندگی تشدید و عریان شده است.«رهبر با بصیرت» حرف های بی ربط بسیار می زندوعکس حرف خود عمل می کند.مثلا در باره پاندمی کرونا کفته بود «حدیث کسا» بخوانید.


گفتگوی رادیو پیام آزادی در جمعه۲۰ بهمن ۱٣۹۶ – ۹ فوريه ۲۰۱٨ با محمد رضا شالگونی
ویدا موحد ها، نرگس حسینی ها هستند که انقلاب ایران را رهبری می کنند. در مقابلشان سر تعظیم فرود می آوریم. آمدن چپ محتوم نیست. چپ باید خود را برای تحولات بزرگ آماده کند. سنگر بندی توده ای درمیان مردم محروم و پیوند خوردن با آنان وتجدید آرایش در چپ. ما باید تجارب جنبش کمونیستی ، جنبش کارگری و جنبش سوسیالیستی را بیاموزیم. خیزش دی را باید جدی بگیریم. نام فدائی گویای سرسپردگی به مردم ، سازش ناپذیری درمقابل دیکتاتوری و ازخود گذشتگی دردفاع از مردم وحاکمیت آنان است . گویای ،خود را وقف آرمان های مردم نمودن ، مبارزه برای آزادی ، مبارزه برای سوسیالیسم و استقلال کشوربود که هیچگاه نمی توان آنها را فراموش کرد. بعد از انقلاب متاسفانه بخش بزرگی از این سازمان به منطق فدائی پشت کردند. نمی توان هم فدائی بود و هم با تاریک اندیشی ایی که برمی خاست کنار آمد.