شهرنوش پارسیپور امسال، در دوازدهم تیرماه، در هشتادویکسالگی، در حومهی سانفرانسیسکو درگذشت. اما درهای باغی که ساخت، هنوز گشوده است؛ و زنانی که در آن به هم پناه بردند، هنوز، هر بار که جمعی از زخمدیدگان کنارِ هم میایستند، دوباره از میانِ صفحاتِ همان رمان بیرون میآیند. مرگِ نویسنده، در این معنا، نه خاموشیِ یک صدا که واگذاریِ آن است؛ زبانی که او ساخت، اکنون ازآنِ همهی کسانی است که، در برابر خشونت، جهانی تازه میکارند و در آن ریشه میدوانند.
ز سه روز گذشته، بند زنان سیاسی زندان اوین، بدون مهلتی برای جمعآوری وسایل خود، به زندان قرچک منتقل شدند. آنیشا_اسداللهی در تماسی کوتاه ضمن اطلاع از سلامت خود و دیگر زندانیان، اعلام کرده است که همگی زنان بند در کنار هم هستند. همچنین ریحانه_انصاریفر، شرایط حاضر در قرچک را «بسیار فاجعهبار» توصیف کرده است.
افتادن بر خاک، در اتاقکی کوچک/قصه زنانی که در بندر شهید رجایی در یک کانکس ناایمن کار میکردند و در انفجار جان باختند
۱۲ ظهر ششم اردیبهشتماه، وقتی اول دود آمد و بعد صدا و بعد خبرهای انفجار همهجا را برداشت، گوشی همراه زنها برای همیشه خاموش شد؛ خانوادهها نه میتوانستند آنها را پیدا کنند و نه آقای امیری، نوذرنژاد، سمیعنژاد و... را که مردان همکار زنها در آن کانکس بودند.