ناصر تقوایی: «br»«من نوشته‌های زیادی دارم امّا کجا باید چاپش کنم؟ کجای دنیا واژه‌ها مجرم شده‌اند. مدام سر خودمان را به چیزهایی گرم می‌کنیم که دور باطل است. تا وقتی سانسور است اثری از من منتشر نخواهد شد؛ بگذارید کارهایم کهنه بشوند». «من کوشش میکنم با فیلم نساختن خودم، به سهم خودم آنچنان باعث سقوط این سینما بشوم که بلکه چیز تازه ای از جایش در آید. این آن سینمایی نبود که نسلهای پیش از ما و نسل ما و نسل فیلمسازان باهوش بعد از ما می خواستند به وجود بیاید. هر کسی علاقمند است به این هنر و به آینده ی این هنر، باید کوشش کند که این فروریزی زودتر اتفاق بیفتد، به همین امید که یک نهال تازه ای به جایش بیاید»


سوء استفاده کارفرایان : زنان را به عنوان نیروی کار ارزان انتخاب می‌کنند ۱۹ درصد دختران/زنان و ۳۳ درصد پسران/مردان زاده و بالیده دهۀ ۶۰ هنوز ازدواج نکرده‌اند ۵ سد خشک شد، ۱۹ سد بزرگ کشور با پرشدگی کمتر از ۱۵ درصد کنکور ۱۴۰۴، رتبه عجیبی که سهم مدارس دولتی شد کمتر از ۱ درصد دانشجویان ایرانی به کشور باز می‌گردند سهمیه صفر مدارس دولتی در رتبه‌های برتر کنکور / اینجا همه چیز طبقاتی است کمبود ۱۰۰ هزار پرستار در ایران/ بیمارستان ها در خطر تعطیلی

مريم اسکوئی

«این تصمیمات نتیجه‌ای مثبت برای بازماندگان شکنجه است که در پی پاسخگویی و عدالت هستند. این پرونده فقط درباره پایان دادن به مصونیت نیست، بلکه درباره تأیید حق بازماندگان برای پیگیری عدالت و بازیابی کرامت‌شان بدون ترس است.»

منبع -اخبار روز

از آن‌جا که نشانگان فاشیسم در اپوزیسیون سلطنت‌طلب ایران بیش از پیش آشکار می‌شود، واکاوی پیوند ایدئولوژی‌های مدرن راست همچون فاشیسم با ایده‌های مذهبی موعودگرایانه اهمیت دوچندان دارد. در این باب، می‌توان به نمونه‌ی هزاره‌گرا[۲]ی آلمان نازی اشاره کرد؛ به‌ویژه ایده‌ی حکومت هزارساله‌ی[۳] «رایش سوم»[۴] (پس از امپراتوری هزار ساله‌ی رم و امپراتوری سابق آلمان) و تبدیل پیشوا[۵] به مسیح،[۶] چنانکه نولته،[۷] فاشیسم را نارواداری «موعودگرایی ملی» می‌دانست. [۸] به همین ترتیب، فراتر از تجلیات ایدئولوژی موعودگرایی صهیونیستی در دولت اسرائیل، می‌توان از گرایش‌های موعودگرایانه‌ی اوانجلیستی در بطن نظم امپریالیستی آمریکایی سخن گفت که آخرین شکل محقق‌ آن، به تعبیر نائومی کلاین[۹] و آسترا تیلور،[۱۰] «فاشیسم آخرالزمانی»[۱۱] است.[۱۲]

نقد اقتصاد سیاسی

پیشتر در مقاله‌ای توضیح داده بودم که چرا از نظر من ایران در «وضعیت انقلابی» است؛ وضعیتی که از اواخر دهه‌ی هشتاد آغاز شده و تا به امروز ادامه دارد[۱]. در هر لحظه‌ای از این تاریخ، وضعیت انقلابی بر اساس مفصل‌بندی نیروهای مختلف سیاسی اجتماعی بروز و ظهور متفاوتی پیدا کرده و حول‌‌وحوش مفاهیم مختلفی تجدید شده است. منظور از وضعیت انقلابیْ شرایطی است که میل به تغییر خود را در شکل کنش‌های جمعی، شورشی و غالباً خیابانی نشان می‌دهد، هرچند برای تحقق «انقلاب» به معنای تغییر حاکمیت سیاسی از توان کافی برخوردار نیست. وضعیت انقلابی تأکید بر چیزی دارد که ما آن را «انقلاب اجتماعی» یا «انقلاب به مثابه‌ی جنبش» می‌فهمیم و نه «انقلاب به مثابه‌ی تغییر نظام سیاسی».[۲]

نقد اقتصاد سیاسی

ستیز با مهاجران و اخراج آن‌ها بخشی از پروژه‌ی گروه‌های نژادپرست و ناقض حقوق مسلم انسانی است که در سال‌های اخیر در نقاط مختلف دنیا قدرت را در دست گرفته‌اند. این اندیشه‌ی سیاسی متعلق به کسانی است که با سوءاستفاده از اضطرار پناهندگان به خود اجازه می‌دهند هم نیروی کار آن‌ها را هدف استثمار قرار دهند هم از آن‌ها در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی به عنوان اهرم فشار استفاده کنند. کسانی که مرزهای قراردادی را بهانه‌ای برای عبور از مرزهای انسانیت و عدالت قرار داده‌اند.

کانون نویسندگان ایران

دستور اخراج افغان‌های غیرمجاز ششم تیرماه صادر شد. درست پنج روز پس از آتش‌بس. هول جنگ هنوز بر سر همه ما افتاده بود که هراسی دیگرگونه به دل اتباع ساکن سرزمین‌مان افتاد حتی مجوزدارها. صداهایی خاموش که کمتر کسی آنها را می‌شود. از جمله این گروه‌ها، کشاورزان افغانستانی بودند که سالیان دراز است در زمین‌های گسترده ایران مشغول به کارند. این گزارش روایتی است از این کشاورزان که ناگهان به‌ آنها اعلام کردند؛ باید محصولاتشان را بگذارند و بروند... در زمانه‌ای تلخ که حتی استارتاپ‌های تازه پاگرفته کشاورزی بی‌هیچ تقصیری باید سقفشان فرو بریزد چرا که اسرائیل می‌خواست روزشمار معکوس «نابودی اسرائیل» را بزند.

«پیام ما» مهتاب جودکی

ایرانیان نمی‌خواهند که اسرائیل، ایالات متحده یا هر قدرت خارجی دیگری برای «آزاد کردن‌شان» بیایند. آن‌ها این نمایش را در افغانستان، عراق و لیبی تماشا کرده‌اند و می‌دانند پایانش چگونه است. چگونه می‌توانند به نیروی «آزادی‌بخشی» اعتماد کنند که دادگاه بین‌المللی کیفری فرمانده‌اش را به جنایات جنگی متهم کرده است؟ مردم شهر من اکنون از نزدیک شاهد بوده‌اند که این نوع «آزادی‌بخشی» واقعاً چه به ارمغان می‌آورد: از‌دست‌رفتن جان‌ها، آسیب‌های روانی، آوارگی، و نابودی زیرساخت‌های اقتصادیِ آن‌ها. به‌راستی هیچ ملتی را نمی‌توان از طریق جنگ یک جنایتکار جنگی آزاد کرد. ایرانیان آزادی خود را خودشان رقم خواهند زد.

نقد اقتصاد سیاسی

شاید مهم‌ترین درس که باید بر آن تأکید کرد همانی است که از همان نخستین مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی ایرانیان در مقطع انقلاب مشروطه آموختیم. هیچ مبارزه‌ی دموکراتیک و آزادی‌خواهانه‌ی پایداری در ایران نمی‌تواند ضدامپریالیستی نباشد. هیچ مبارزه‌ای برای عدالت و آزادی نمی‌تواند نظام سلطه‌ی ویرانگری را که در تمامی یک سده‌ی اخیر سدّ راه پیشرفت‌های دموکراتیک و عدالت‌جویانه در نظام‌های پیرامونی جهان بوده است نادیده بینگارد و بر طبل دفاع از مثلاً آزادی و حقوق بشر بکوبد. امپریالیسم و صهیونیسم حتی متحد تاکتیکی هیچ نیروی ترقی‌خواهی در خاورمیانه نمی‌توانند باشند و هر نیرویی که به چنین دامی بیفتد در نهایت یا بدل به کارگزار امپریالیست‌ها خواهد شد و یا گوشت قربانی دولت‌های امپریالیستی و خرده‌امپریالیستی و استبدادی می‌شود.

نقد اقتصاد سیاسی

سکوت جهان در برابر این تجاوز، به بهانه‌ی ماجراجویی و ستم‌پیشگی حاکمیت ایران، تنها ابعاد فاجعه را عظیم‌تر خواهد کرد. کانون نویسندگان ایران تجاوز آشکار اسرائیل به خاک ایران را محکوم می‌کند و از نویسندگان آزادیخواه، روشنفکران و نهادهای همسو در ایران و جهان می‌خواهد که در نقش راستین و آگاهی‌بخش خود ظاهر شوند و دوقطبی حاکم بر رسانه‌ها را به نفع شنیده شدن صدای مستقل مردم و تقویت جنبش‌های آزادیخواهانه‌ی آنان بشکنند.